دیدن خداوند بخش دوم

دیدن خداوند
دیدن خداوند

سوال : آیا حضرت علی علیه السلام خداوند را دیده است ؟

حدیث 6

6- أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْمَوْصِلِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: جَاءَ حِبْرٌ إِلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ هَلْ رَأَیْتَ رَبَّکَ حِینَ عَبَدْتَهُ فَقَالَ وَیْلَکَ مَا کُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ قَالَ وَ کَیْفَ رَأَیْتَهُ قَالَ وَیْلَکَ لَا تُدْرِکُهُ الْعُیُونُ فِی مُشَاهَدَهِ الْأَبْصَارِ وَ لَکِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِیمَانِ.

ترجمه :

پدرم رحمه اللَّه گفت که حدیث کرد ما را سعد بن عبد اللَّه گفت که حدیث کرد ما را احمد بن محمد بن عیسی از احمد بن محمد بن ابی نصر از ابو الحسن موصلی از حضرت صادق (ع) که فرمود یکی از علمای یهود بخدمت امیر المؤمنین (ع) آمد و عرض کرد که یا امیر المؤمنین آیا پروردگارت را دیده در هنگامی که او را پرستیده حضرت فرمود که وای بر تو عادت من این نبوده که پروردگاری را بپرستم که او را ندیده باشم سائل عرض کرد که او را چون دیدی و بچه کیفیت بود حضرت فرمود که وای بر تو چشمها او را نمیتواند دید در مشاهده دیدن یا دیدها و لیکن دلها او را بحقائق ایمان دیده اند.

سوال : آیا امکان دیدن خداوند وجود دارد ؟

حدیث 7

7- حَدَّثَنَا الْحُسَیْنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ قَالَ: کَتَبْتُ إِلَی أَبِی الْحَسَنِ الثَّالِثِ ع أَسْأَلُهُ عَنِ الرُّؤْیَهِ وَ مَا فِیهِ النَّاسُ فَکَتَبَ ع لَا یَجُوزُ الرُّؤْیَهُ مَا لَمْ یَکُنْ بَیْنَ الرَّائِی وَ الْمَرْئِیِّ هَوَاءٌ یَنْفُذُهُ الْبَصَرُ فَإِذَا انْقَطَعَ الْهَوَاءُ وَ عُدِمَ الضِّیَاءُ بَیْنَ الرَّائِی وَ الْمَرْئِیِّ لَمْ تَصِحَّ الرُّؤْیَهُ وَ کَانَ فِی ذَلِکَ الِاشْتِبَاهُ لِأَنَّ الرَّائِیَ مَتَی سَاوَی الْمَرْئِیَّ فِی السَّبَبِ الْمُوجِبِ بَیْنَهُمَا فِی الرُّؤْیَهِ وَجَبَ الِاشْتِبَاهُ وَ کَانَ فِی ذَلِکَ التَّشْبِیهُ لِأَنَّ الْأَسْبَابَ لَا بُدَّ مِنِ اتِّصَالِهَا بِالْمُسَبَّبَاتِ.

توجه : برای این حدیث 5 ترجمه آمده است .

ترجمه :

7-احمد اسحاق گوید : به امام هادی علیه السّلام نامه نوشتم و از دیدن خدا و اختلاف مردم در آن پرسیدم. حضرت نوشت: تا وقتی که بین بیننده و دیده شده هوایی نباشد که در آن نفوذ کند، دیدن صورت نپذیرد. اگر چنین هوایی از میان بیننده و دیده (هدف) از بین رود، دیدن درست نشود و در صورت درستی هم، مانند شدن بیننده با هدف روی می دهد . زیرا وقتی بیننده برابر هدف قرار گرفت از نظر شرط دیدن میان آنها تشبیه صورت گیرد و این همان تشبیه است؛ چرا که اتّصال بین اسباب و مسبّب ها حتمی است.

ترجمه دوم :

7- احمد بن اسحاق می گوید: به امام هادی علیه السلام نامه نوشتم و از رؤیت خدا و اختلافی که مردم درباره آن دارند پرسیدم در جواب نوشت: تا میان ناظر و منظور هوا نباشد دید در منظور نفوذ نکند و اگر هوا از ناظر و منظور قطع شود، رؤیت درست نباشد و تشبیه از اینجا است. زیرا ناظر وقتی برابر منظور قرار گرفت به اعتبار رابطه ی جریان رؤیتی که در میان آنها لازم است، باید همانند باشند و این همان تشبیه خدا است به خلق؛ زیرا اسباب و شرائط باید به مسببات خود متصل باشند تا نتیجه ی مطلوب به دست آید.

ترجمه سوم :

حدیث کرد ما را حسین بن احمد بن ادریس از پدرش از احمد بن اسحق که گفت بحضرت امام علی نقی (ع) نوشتم و او را سؤال کردم از دیدن خدا و آنچه مردم در آن میباشند حضرت در جواب نوشت که دیدن جائز و ممکن نباشد مادامی که میانه بیننده و دیده شده هوائی نباشد که بینائی در آن نفوذ تواند کرد باینکه شفاف باشد پس هر گاه هواء از بیننده و آنکه دیده میتواند شد بریده شود دیدن میسر نشود و در این توسط هواء و روشنی میانه این دو تشابه هر یک از اینها بدیگری باشد که باید مانند یک دیگر باشند در احتیاج بمتوسط و بودن در سمت و جهت زیرا که بیننده در هر زمان که با آنچه دیده می شود مساوی باشند در سببی کی موجب دیدن می شود در میانه ایشان لازم آید که مانند یک دیگر باشند و اعتبار مشابهت مماثلت و مستلزم تشبیه است زیرا که چاره نیست از اینکه اسباب بمسببات خود متصل باشند و تخلف آنها از یک دیگر ممکن نیست.

ترجمه چهارم :

7- احمد بن اسحاق می گوید:به ابو الحسن سوم(امام هادی علیه السّلام)در مورد دیدن خداوند و آن چه مردم در این زمینه می گویند،نامه نوشتم.آن حضرت در جواب نوشتند:تا زمانی که بین بیننده و دیده شده،شکافی نباشد که چشم از آن عبور کند،دیدن محقّق نمی شود و در این زمینه(یعنی دیدن میان خداوند و مخلوقات)تشابهی وجود دارد،زیرا هنگامی که بیننده و شیء دیده شده،در علّتی سبب دیدن میان آن دو خواهد شد،لازم است که تشابه باشد و در آن شباهت(به غیر) می باشد،زیرا اسباب،باید به وسیله مسبّب،به همدیگر متّصل شوند.

ترجمه پنجم : 

7-احمد بن اسحاق گوید:در نامه ای که به ابو الحسن سوّم امام هادی علیه السّلام نوشتم در مورد دیدن خدا و آنچه مردم در آن تصوّر می کنند،پرسیدم.حضرت در پاسخ نوشت:دیدن ممکن نیست،مگر آن که بین بیننده و چیز دیده شده هوایی باشد که بینایی در آن نفوذ کند.پس هرگاه هوا بین بیننده و چیز دیده شده بریده شود و نور نباشد دیدن ممکن نمی شود و در این صورت بین این دو تشابه حاصل می شود زیرا هرگاه بیننده با آنچه دیده می شود در سببی که موجب دیدن می شود مساوی باشند در بین این دو تشابه لازم آید که مانند یکدیگر باشند و اعتبار مشابهت،مستلزم تشبیه است،چرا که ناگزیر بایستی اسباب به مسببات خود متّصل باشند.

همچنین ببینید

چه لزومی دارد در مسائل دینی تحقیق کنم؟

رشته ی تحصیلی من چیز دیگریست آیا من هم باید درباره دین تحقیق کنم ؟ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.